خرید بک لینک
ساعت۷:۰۱ سلام امرهان عزیزم.صبحت زیبا:) حتما برای دوستم لبخند میزنم... امرهان هروقت میپرسی خوبی یادم میره جوابت رو بدم؛اگه حال امرهان خوب باشه حال منم خوبه. امرهان کتاب رو پیداکردی؟ راسی شیشه ی شکسته دستمو زخمی کرده بود،کم مونده خوب شه. بیشتر مراقب خودت باش. بیشتر به خودت برس. امرهان چشمت بازهم میپره؟ صدای گنجیشکها همه جا پیچیده...چقدر قشنگ میخونن. حال خودت،دلت،عزیزانت خوووب. فدای دوستم خداپشت و پناهت یاعلی امرهانی .. برچسبها: شیشه ی آزیترومایسین, خواندن گنجشکها, فدای دوستم

برچسب: روزپنجاه,نهم, نویسنده: نیکا صادقی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:26

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: روز,شصت,یکم, نویسنده: نیکا صادقی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:26

پلک چشم راستم میپره!!! خرافات چیه عه... :)امرهان چرا کامنتاتو خصوصی میزنی؟ کاش قابل تایید بودن. امرهان کامنت آخریت رو که خوندم میخواستم دیگه پستی نذارم،گفتم که اونطوری نگو.. امرهان مراقب خودت باش. مرد باید قوی باشه باید... دلم هم برات تنگ شده برا حرف زدنات..سوال پیچ کردنات..سه نقطه هات..ساکت بودنات بین حرفامون و .. دوست دارم.. راسی امرهانی چطوره دیگه ادامه مطلب نذارم؟. حالت خوب دلت آروم فداتشم ساعت:۱۰:۳۹ سلام و سلامت باشی... برچسبها: پریدن چشم, چشم راست, خرافات, ادامه مطلب, کامنت

برچسب: روز,شصت,سوم, نویسنده: نیکا صادقی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:26

ساعت۹:۳۰ سلام امرهان عزیزمجانم؟خوبی؟چه خبرها؟چیکارا میکنی؟کم مونده بیای مرخصی؟ امرهان دیشب خواب دیدم فکرکنم تو،توی خوابم بودی.. ولی یه خواب خیلی عمیق بود،یعنی صبح چشمام باز نمیشد انگار توخواب چشمامو محکم بسته بودم. هرچی خوب هست خدا به امرهان عطا کنه. خدا پشت وپناهت باشه دوستم. چقدر زود میگذره همه چی...روزها نه ها،اتفاقات... :) امرهان مواظب خودت باش پسر حال بد ممنوع،باشه؟ ناراحت میشم اونموقع دلم برات تنگ شده دوستم یاعلی. برچسبها: خواب عمیق, امرهان, گذر زمان

برچسب: روز,شصت,وچهارم, نویسنده: نیکا صادقی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:26

ساعت۲:۰۹ سلاااااام.نصف شبتون بخیر.امرهاااان اومدمرخصی.:)من خیلی خوشبختم:) دیروز ساعت۲وچندمین راه افتاده بود. خدایا شکرت.یعالمه حرف زدیم ولی خب بازم کمه..یعنی امرهان الان داره چیکار میکنه؛خوابید عایا؟ گفتم حیفه تو این شب به این خوبی پست نذارم،براهمین بدو اومدم. کلاس ورزشی هنوز نتونستم ثبتنام کنم.کونگ فو،امرهان گفت قبلا چهارسال کونگ فو کار کرده.سبک تو آ امرهانو دوسش دارم. فردا،دندون پزشکی... فردا ساعت پنج ،فردا نه دنیا دوساعت دیگه بابد بیدارشم خخخ مگه خوابی آخه؟ عکس گلهای خوشگل توسط امرهان و فسقلی ،خیلی دوسش داشتم. امرهان هفته ی بعد پنجشنبه مرخصیش تموم میشه. دلم بازی میخواست.. الهی ..گگگـــــگ چ

برچسب: روزشصت,وچهارم, نویسنده: نیکا صادقی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:26

سلام. سلام امرهان عزیزمن.خوبی؟همه چی روبراهه؟امیدوارم حالت خوب باشه.. حال من دروغ بگم؟عالیم،خیلی خوشبختم،از همه چی راضیم.. راستش:نه خوبم نه خوشبخت و نه راضی..اما لبخند میزنم،اشک میریزم،امید دارم،و هنوز زنده ام.. :) از چهارشنبه ی هفته پیش کلاس کونگ فو میرم. لباس مشکیش کاملا انرژی رو ذخیره میکنه و عرق شدید. ناخنامو دیگه نمیتونم بلند کنم.. ورزش خشنی مثل کونگ فو برام لازمه تا شاید غم و انرژی منفیم تخلیه شه.. مسافرتم که رفتیم:رودبار،بندر انزلی،آستارا،سرعین،سراب و... ساحل در نیمه شب،دل انگیزتر بود برام. زندگی میگذرد... خدا پشت و پناهت امرهان عزیز یکم حس خجالت دارم هنوز.. یاعلی حق نگهدارت باشه.. بر

برچسب: روزهفتادو,هفتم, نویسنده: نیکا صادقی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:26

سلام امرهان مهربونم خوبی؟چه خبرا؟چیکارا میکنی؟خوبِ خوبی؟چیزیم نشده امرهان..وقتی یه مدت ساکت میشم،آخرش بابغض و گریه دلم خالی میشه.. دیروز صبح بود،اومدم کامنتمو پاککنم،ولی پاک نکردم. امرهانی مراقب خودت باش. :)هرچقد بیشتر مراقب خودت باشی و بخودت برسی بیشتر خوشحال میشم. بعضی وقتا روزها و عمرمون زود میگذره بعضی وقتام انگار نه انگار. چشمام نمیدونم چرا میسوزن،،،دلمم برات تنگ شده دوستم. کاش وای نه همینطوری خوبه اصلا خداجون.. دوستت دارم دوستم. یاعلی خدانگهدارت برچسبها: گذر عمر, بغض

برچسب: روزهشتادوسوم, نویسنده: نیکا صادقی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:26

سلاااااام صدتاسلام خوبی امرهانی؟نمیدونم چرا چندوقتیه چشام همینطور خسته ان،کلا پلکام سنگین شدن. شب اصلا نشد بخوابم ،یعنی دو دقیقه خواب بودم دو دقیقه بیدار. الان این قطره اشکه چطور از چشمم اومد؟؟؟؟!!!واااا من الان حس اشک ریختن نداشتم که!!!عجب ها ساق پای راستم کبود شده حسابی!«کونگ فو» :))))اصل مطلب:دیروز امرهانی آنلاین بود،نت نداشتم همینطوری گفتم داده روشن کنم ببینم تو کانال مطالب سین خوردن دیدم امرهانی آنلاینه خیلی ذوق کردم:) بعد رفتن امرهان باز خجالت کشیدم گفتم دختر کل وقت امرهان رو گرفتی شاید میخواست با اشخاص دیگه ای هم حرف بزنه خب.. ~_~ امرهانی چند شبه از هشت تاهشت صبح بیداره..راننده گشت:)شبا

برچسب: روزهشتادوچهارم, نویسنده: نیکا صادقی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:26

سلام امرهان جان. خوبی؟خوبِ خوب؟چه خبرها؟چیکارا میکنی؟همه چی روبراهه؟ فکرکنم دیشب خواب بودی آره؟:) ببخش که یکشنبه دیر اومدمو رفته بودی.. دلم برات تنگ شده بود،و من همش بیست دقیقه دیر اومدم.. امرهان اولین کامنت تایید شده رودیدی؟«بینام» بعد خوندن وبلاگشون اومدم وبلاگ خودمو ازاول تا آخر خوندم و و و متوجه شدم که چقدر مختصر مینویسم و کوتاه..انگار نوشته ها رمزنگاری شدن،انگار بعضی جملاتش یچی رو قایم کردن و بعد یهو یاد تو افتادم که چطور این همه مدت منو با این طرز نوشتن و حرف زدن تحملم کردی.. :) امرهان کامنتات رو که میبینم بعضی وقتا یه لبخند عمیق رو لبام نقش میبنده خیلی شبیه من شده جمله بندیات... جای کل

برچسب: روز,نود,یکم, نویسنده: نیکا صادقی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:26

صفحه بندی